سیستم مدیریت پسماند شهري به معناي امروزي آن،در دهه 1930 درکشورهاي صنعتی پدید آمد. 1970 به پسماند به عنوان دور ریز میشد و در این شیوه ها معایب متعدد بهداشتی ،محیط زیستی، اقتصادي و زیبایی شناختی وجود داشت ،که در سایه تحولات تکنولوژِي و افزایش آگاهی هاي عمومی سیستمهاي جدید مدیریت پسماند در کشورهاي صنعتی و سایر کشورهاي دنیا به تدریج توسعه یافت. دراین دگرگونی ها توجه به مسائل زیست محیطی وشرایط سیاسی و اقتصادي آن، مسائلی نظیرصرفه جویی در مصرف مواد و انرژي و بازیافت آنها از پسماند شهري به طور جدي مورد توجه قرار گرفت و به مرور زمان فرآیند پردازش و بازیافت پسماند جایگاه کلیدي تري در مدیریت پسماند پیدا کرد. در دهه هشتاد و نود میلادي، مسئله توسعه پایدارمطرح شد و صاحب به این نتیجه رسیدند که بدون لحاظ کردن سه جنبه ي اقتصادي، محیط زیستی و اجتماعی، نمیتوان امید داشت که منابع محدود کره ي زمین پاسخگوي نیازهاي نسلهاي بعدي نیز باشد.

شروع مدیریت پسماند در ایران را میتوان مصادف با تاسیس اولین شهرداري در کشور در سال 1290دانست. بدیهی است که در آن زمان در ایران نیز همانند سایر نقاط دنیا، پسماند ماده ای زائد تلقی میشد که تنها لازم بود از محیط زندگی انسانها دور شود؛ بنابراین در نقاط پرجمعیت ایران مشکلاتی مشابه آنچه ذکر شد به وضوح مشاهده میشد  از اوایل دهه 1360 با فعالیتهایی که شهرداري ها در شهرهاي بزرگ براي گسترش و توسعه ي خدمات شهري آغاز کردند، نشانه هایی از تحول در سیستم مدیریت پسماند در ایران مشاهده شد. پس از آن و تا به امروز گرچه تلاشهاي فراوانی براي ارتقای شیوه هاي مدیریتی و تشکیلاتی و سازماندهی انجام گرفته است و پیشرفتهاي مشهودي در همه زمینه ها مشاهده میشود، اما هنوز با سیستمهاي مدیریت پسماند درکشورهاي صنعتی دنیا فاصله قابل توجهی وجود دارد.

تعریف پسماند

بر اساس تعریف سازمان همکاري اقتصادي و توسعهOECD پسماند عبارت است از موادي اجتناب ناپذیر ناشی از از فعالیتهاي انسانی، که در حال حاضر و در آینده نزدیک نیازي به آن نیست و پردازش یا دفع آن ضروري است.برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد UNEP پسماند را این گونه تعریف میکند اشیایی که مالکشان آنها را نمیخواهد، یا نیازي به آنها ندارد، یا از آنها استفاده نمیکند و به پردازش و یا دفع نیاز دارد.

پسماند محصول جانبی فعالیتهاي انسانی است. از لحاظ فیزیکی، پسماند حاوي همان موادی است که در محصولات مفید وجود دارد و تنها تفاوت آنها بی ارزش پسماند است. در بسیاري از موارد این بی ارزشی ناشی از مخلوط بودن و یا ناشناخته بودن این مواد در پسماند است. جداسازي مواد پسماند میتواند یکی از روشهاي افزایش ارزش مواد و پیدا کردن موارد کاربرد براي آنها باشد. به طور کلی رابطه معکوسی بین میزان اختلاط پسماند و ارزش آن وجود دارد.

پسماند از چند منظر میتواند دسته بندي شود:
  • از نظر وضعیت فیزیکی جامد، مایع، گاز
  • از نظر کاربرد اصلی )بسته بندي،مواد غذایی و...)
  • از نظر مواد (شیشه، کاغذ و ...)
  • از نظر ویژگیهاي فیزیکی (سوختنی،کمپوست شدنی، بازیافتنی)
  • از نظر منشا (خانگی،تجاري،کشاورزي،صنعتی و...)
  • و یا میزان ایمن (خطرناك،بیخطر)

) به پسماند خانگی و تجاري در مجموع ،پسماند شهري(MSW) گفته میشود، که معمولاً کمتر از ده درصد کل جریان پسماند را شامل میشود نود درصد بقیه عبارت است از پسماند کشاورزي، پسماند معدن کاوي، پسماند صنعتی و تولیدي، پسماند تولید انرژي، پسماند تصفیه آب و پسماند ساخت و ساز و تخریب.

پسماند خانگی همواره مسئله اي پیچیده در مدیریت شهرها بوده است. به علت دامنه گسترده مواد موجود دراین پسماند (شیشه، فلز، کاغذ، پلاستیک، موادآلی و (…و اختلاط کامل این مواد، مشکلات متعددي در مدیریت آنها بروز میکند. همچنین ترکیب پسماند در فصلهاي مختلف، درمناطق جغرافیایی مختلف و از کشوري به کشور دیگر و از شهري بهشهر دیگر تغییر میکند و همین عوامل مانع از آن هستند که نسخه ي واحدي براي تمام شهرها پیچیده شود. پسماند تجاري و صنعتی معمولاً یکنواخت تر و در مقادیر بالاتر تولید میشود؛ بنابراین سیستم مدیریتی که بتواند پسماند خانگی را مدیریت کند، قطعاً توانایی مدیریت پسماند از منابع دیگر را نیز دارد.